پژوهشكده تحقيقات اسلامى
119
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
1 - 2 . مخالفت با وليعهدى يزيد معاويه بر خلاف آنچه در پيماننامهء صلح با امام حسن ( ع ) متعهّد شده بود و بر خلاف سيره خلفاى گذشته و به تبعيّت از قيصرهاى روم و پادشاهان ايران ، فرزندش يزيد را كه هيچگونه شايستگى براى ادارهء جامعه اسلامى نداشت ، به عنوان وليعهد خود معرّفى و براى آن كه مورد پذيرش امت اسلامى قرار گيرد كوشش فراوان نمود . وى شخصاً براى اخذ بيعت از مردم مدينه و بزرگان صحابه كه مقيم مدينه بودند به اين شهر مسافرت كرد . او پس از ورود به اين شهر ، با حسين بن على ( ع ) و عبدالله بن عباس و بعضى از بزرگان ديگر ديدار كرده ، پس از طرح موضوع ، تلاش كرد تا موافقت آنان را در اين باره جلب كند . امام حسين ( ع ) در پاسخ وى فرمود : آنگاه كه دربارهء يزيد گفتى به حدّ كمال رسيده و مىتواند امّت محمّد را اداره كند ، فهميدم كه مىخواهى با اين سخنان مردم را دربارهء او به اشتباه اندازى . گويا مىخواهى دربارهء شخصى ناشناخته سخن گويى و يا غايبى را بستايى و از كسى كه مردم دربارهء او چيزى نمىدانند ، سخن گويى . در صورتى كه يزيد خود شخصيّت و باطنش را آشكار ساخته است . اگر مىخواهى از مهارت و توانايى يزيد آگاه شوى ، از او دربارهء سگهاى شكارى و كبوتران پيش پروازِ اسبدوانى و مسابقات بپرس و در مورد كنيزان آوازه خوان و نوازنده ، سؤال كن تا تو را به خوبى آگاه كند و در شناساندن خود يارىات دهد ! اى معاويه ، دست از اين تلاشها بردار ! اين كه خدا را در حالى ملاقات كنى كه علاوه بر گناهان خود ، گناهان اين مردم را هم بر دوش داشته باشى ، چه سودى برايت دارد ؟ بهخداسوگند ! تو پيوسته باطل و ستم و بيدادگرى را اختيار نمودهاى تا آنجاكه جام تبهكارىات لبريز شده و اكنون بين تو و مرگ جز يك چشم بر هم نهادن فاصله نيست كه پس از آن در روز رستاخيز بر عمل ماندگار خود در آيى و آن روز هرگز گريز گاهى نخواهى داشت . « 1 » معاويه وقتى چنين موضعگيرى صريحى را از امام حسين ( ع ) دربارهء وليعهدى يزيد ديد و شنيد ، سهم همه بنى هاشم را از هداياى خود قطع كرده ، پرداخت سهم آنان را
--> ( 1 ) - عيون الاخبار ، دينورى ، ص 201 .